در نبودِ برادرتان، به بهترين شکلي که دوستداريد در نبودتان از شما ياد کند، از او ياد کنيد . [امام صادق عليه السلام]
انديشه توانگر
   [آرشيو شده ها]

عبارات شفا بخش


 


هرگاه در زندگي آکنده از شکست و نوميدي و خطر شديد ، لحظه اي  بيدار کردن و فعال  ساختن خودتان نوعي شفا محسوب مي شود ، در اين هنگام به تجربه هايي که دلسردتان مي کند نگاه نکنيد و به تاکيد بگوييد :


 «  من هستم  »


اين عبارت داراي اقتداري شگفت و شگرف است . هر چه را رويائي و دلپذير مي دانيد ، اين عبارت مي تواند آن را آزاد و رها سازد . زيرا عبارت « من هستم » ، فطرت الهي شما را برمي انگيزد و بيدار مي کند . و در وجودتان نوري را بيدار مي کند که هر چه تاريکي را پس مي زند . دانشمندان به ما مي گويند که در کانون هر ياخته تن و مرکز هر اتم ، نور وجود  دارد . وقتي ذهن آدمي آن نور را دريابد و بگسترد ، هر چه بيماري و افسردگي و آشفتگي و ناهماهنگي وجود داشته باشد ، از بين مي رود .


وقتي عبارت « من هستم » را به صورتي مثبت و تعالي بخش به کار مي بريد ، اقتدارش ، راه رسيدن به موهبتتان را هموار مي کند و همه موانع را از سر راه بر مي دارد و همه درها را به رويتان مي گشايد و شما را به سوي هدفتان هدايت مي کند . هرگاه به عبارت    « من هستم » مي انديشيد يا آن را احساس مي کنيد ، دستگيرۀ اقتدار را مي چرخانيد ، هرگاه عبارت « من هستم »  را به زبان مي آوريد ، نيروي پويايي را به جريان مي اندازيد که برايتان ثمرات دلخواه خواهد آفريد . اين نيروي پويا جز ايجاد آنچه به آن متصل مي سازيد چاره و اختياري ندارد ، پس مراقب باشيد که چه کلماتي را به آن وصل مي کنيد . اگر بگوييد : « من بيمار هستم » يا « من ضعيف هستم » يا « من ميانسال هستم » يا « من در حا پير شدن هستم » يا « من دلسرد هستم » يا « من شکست خورده هستم » ، نيرويي را به جريان مي اندازيد که دقيقاً همان نتايج و تجربه ها را خواهيد آفريد .


اگر در اين لحظه ذهنتان به سمتي مي رود که مي خواهد اين حقيقت را انکار کند ويا به نظرتان مضحک و باور نکردني مي آيد که تکرار عبارت « من هستم » به صداي بلند و به طرزي مثت ، موجب تجلي موهبت به زبان آمده و يا  کاميابي و تندرستي و شادماني مي شود ، حتماً اقتدار و قدرت اين عبارت را امتحان کنيد .


در اتاقي آرام ، تنها بنشينيد و چشمانتان را ببنديد و توجهتان را به درونتان معطوف کنيد و بارها در دلتان بگوييد : « من هستم » چندي نخواهد گذشت که در درونتان قدرتي بي سابقه را احساس خواهيد کرد : قدرت غلبه يافتن و قدرت انجام رساندن و قدرت توفيق در هر کار و قدرت برانگيختن سلامت و سرزندگي و قدرت هر آنچه که بايد توسط شما صورت بگيرد . دست کم مدت يک هفته مدام تکرار کنيد : « من هستم » و البته « من هستم » شما بايد به سوي وروي نيکي باشد ، تا از ثمرات شگفت آن به وجد بياييد .


هر شب پيش از خواب ، ذهناً يا با صداي بلند بگوييد :


« من سالم و نيرومند و سرزنده هستم »


                                           « من زيبا و آرام و متوازن هستم »


                                                                            « من جاودانه و جوان و شاداب هستم »


                                                                                                                       « من شاد و خوشبخت و آزاد هستم »


« من هر روز صبح سرشار از انرژي و نشاط و نيرويي تابناک بيدار مي شوم و سرشار از قدرتم و هر کاري را مي توانم انجام بدهم . »


 ديگران با استفاده از اين قاعده و فرآيند ساده توانسته اند بر مشکلات خود فايق آيند . دليلي ندارد که شما نتوانيد ! اگر فکر مي کنيد اين امر واقعيت ندارد مي توانيد معکوس آن را امتحان کنيد . يعني بارها بگويید : « من شکست خورده هستم . من ناکام هستم . من بد بخت هستم » تا ببینید چه زود احساسی وحشتناک پیدا می کنید و چه زود امورتان نامنظم می شوند . حال آنکه اگر با پافشاری و پشتکار اصرار ورزید : « من موفق هستم . من کامروا هستم . من شاد و خوشبخت هستم . » متوجه خواهید شد که رویدادهای زندگیتان در آن مسیر حرکت خواهد کرد .


*** انتخاب با شماست ***


 



مـرجـان ::: شنبه 30/4/1386::: ساعت 9:5 عصر

 


روش ويژه ي عشق


( بخش دوم )


 


در قسمت قبل درباره نامه نگاري با فرشته ها و چگونگي برقراري ارتباط با آنها ، از طريق ذهن و نوشتن گفتم ، راههاي بسيار ديگري نيز براي رسيدن به آرامش و عشق الهي وجود دارد و از جمله ي اين راهها تکرار جملات تاکيدي است که سعي مي کنم در اين قسمت تعدادي از اين جملات تاکيدي را برايتان بنويسم .


      1-     چون با آن يگانۀ جدايي ناپذير همراهم ، پس با عشق و خوشبختي جدايي ناپذير خود نيز ، همراهم .


2-   نور خدا در درونم مي تابد و هرچه ترس و ترديد و خشم و نفرت را مي زدايد . تجلي عشق خدا در من ، از من مغناطيسي مقاومت ناپذير مي سازد .


3-     من فقط کمال را مي بينم ، و بجز حق الهي هيچ نمي خواهم .


4-   همه را دوست مي دارم و همه دوستم مي دارند . او که به ظاهر دشمن منست ، از در دوستي در مي آيد : مثل حلقه اي طلا در زنجير خير و صلاح من .


5-     من با خودم و همه ي دنيا در آشتي و آرامشم . به همگان عشق مي ورزم و همگان به من عشق مي ورزند .


6-     هم اکنون دروازه هاي شادکامي به رويم گشوده مي شود .


7-     از هرچه و هر کس که در مشيت الهي زندگيم نيست دست مي شويم ، و طرح الهي زندگيم هم اکنون آشکار مي شود .


8-   هم اکنون – به يمن لطف الهي – همۀ درها و دروازه ها براي شادمانيهايي نامنتظر گشوده مي شوند ، و خداوند در طرح الهي زندگيم شتاب مي ورزد .


9-     کار خدا حرف ندارد . هميشه در منتهاي کمال است و چيزي جز خيرو صلاح من نمي خواهد .


10- خدايا ! راه را بر من آشکار کن ! بگذار برکتي که تو به من عطا کرده اي را بچشم خود ببينم .   


11- با موانع ،  طرح دوستي مي ريزم تا هر مانعي پله اي شود براي بالا رفتنم . هرچه در اين عالم وجود دارد – مرئي و نامرئي – در کار است تا به حق خود برسم .


12-  در ذهن الهي مانع وجود ندارد . پس چيزي نمي تواند مانع شود که به خير و خوشي ام نرسم .


13- جسورانه به شيري که بر سر راهم قرار گرفته مي تازم و مي بينم که سگ کوچک ، خرمايي رنگ و مهرباني بيش نيست .


14- شادماني ام کار خداست ! پس هيج کس نمي تواند در آن دخالت کند .


15- براي شادماني و تندرستي و توانگري و عشق پايدارم سپاس مي گزارم .   


 اينها بخشي از جملات تاکيدي است و شما مي توانيد با ابتکار خود جملات زيادي نظير اينها بنويسيد . لطفا يکبار ديگر اين جملات را بخوانيد و  ننها آن عبارت تاکيدي را تکرار کنيد که بيش از همه مي پسنديد و به آن اعتقاد داريد . فراموش نکنيد که اين کلام همان عصايي است که معجزه مي کند . زيرا گفتار تو ، تجلي کار خداست و مجري امور الهي . 


 



مـرجـان ::: شنبه 12/3/1386::: ساعت 6:30 عصر

 


روش ويژه ي عشق


 ( بخش اول )


 


يکي از تعاليم اساسي حقيقت اين است که آنجه را در محيط اطراف و موقعيتهاي گوناگون تجربه مي کنيم ، از پيش به صورت آرمان و انديشه در ذهن خودآگاه  يا ناخوداگاه مان وجود داشته است . يکي از رمزورازهاي بزگ عشق ، آموختن اين موضوع است که چگونه مي توان آرمان ها و انديشه هاي مخالف را از ذهن خود آگاه راند . چنين پالايشي مي تواند منجر به زدودن روابط ناهماهنگ در زندگي شود .


اگر شما بتواند آرمان ها و انديشه هاي درست را انتخاب کنيد ، بدون شک يا موجب مي شويد که شيوه رفتاري اطرافيان تغيير يابد ، يا آن ها را  از زندگيتان برانيد . در هر دو صورت ، ترديدي نيست که به آرامش و هماهنگي دست خواهيد يافت .


قصد دارم در اين بخش از مطالبي برايتان بنويسم که تاثيري مثبت بر انديشه هايتان خواهد گذاشت و به آن ها نظم الهي خواهد بخشيد . اين روش ، چيزي جز تکرار دعاهاي عارفانه نيست ، که مي تواند بر مدت عمرتان اضافه کند ونگرانيهاي بيهوده را از ذهنتان براند، و در ايجاد يا ادامه روابط با ديگران نيز موجب تغيراتي شگرف و  شگفت آور مي شود . به گونه اي که شايد روابط دشمنانه را تبديل به دوستانه کند . ترديدي نداشته باشيد که اين امر ، بر ميزان سلامتي جسم و جان خواهد افزود و شما را به سوي توانايي و کاميابي خواهد برد .


 اين روش چگونه کار مي کند ؟


اين روش را مي توان پنهاني و با استفاده از عبارات مناسب ، مورد استفاده قرار داد . سخنان نيکو سر شار از موهبت و نعمت هستند و به همين دليل هم موهبت و نعمت به ارمغان مي آورند . روش کاربردي اين عبارت به منظور دستيابي پيامدهاي فرشته آسا به اين ترتيب است که بايد به شخص مورد نظر انديشيد و به فرشته و ضمير يا خويشتن برتر و معنوي او نامه نوشت .


با نوشتن نامه به فرشته ي ضمير شخص مورد علاقه ، اعتقاداتي هماهنگ نسبت به او ايجاد مي شود و ضمير ناخود اگاه شما ، اين هماهنگي را به سوي او سوق مي دهد . در عين حال ، خويشتن برتر او را به يه يادش مي آورد و زنده مي کند .


نيروي ويژه اي در نوشتن نامه به فرشته ي ضمير ديگران وجود دارد که در روشهاي عادي ارتباطي مورد استفاده نخواهد بود . با نوشتن کلام حقيقت  مي توان طرف مقابل را مورد قضاوت قرار داد ، موانع عاطفي از جمله غرور ، خودخواهي و تکبر را از بين برد و در خويشتن الهي او نفوذ کرد .


به فرشته اي که نياز داريد نامه بنويسيد


اگر به فرشته اي نامه نوشتيد و نتيجه نگرفتيد ، به فرشته اي نامه بنويسيد که مسئول بر آورده ساختن آرزوي خاص شماست . مثلاً اگر طالب حمايت هستيد ، به فرشته حمايت نامه بنويسيد . اگر سلامتي مي خواهيد ، به فرشته شفا نامه بنويسيد . اگر مي خواهيد ازدواج کنيد ، به فرشته عشق بنويسيد . تعداد فرشتگان ،  بسيار زياد است . فرشته ي سازگاري ، فرشته ي شادماني ، فرشته ي فرزانگي ، فرشته ي هدايت ، فرشته ي ثروت ، فرشته ي درک ، فرشته ي رشد ، فرشته ي معنويت و ...


پيش از اقدام به سفر و يا گام گذاشتن به راهي تازه و نا آشنا ، يا مواجه شدن با وضعيتي دشوار مي توانيد از عبارت هاي زير استفاده کنيد :


« فرشته ی حمایت پیشاپیش من گام بر می دارد تا از برخورد با موقعیتهای منفی و ناخوشایند بر حذر باشم .... »


یا : « فرشته حمایت پیشاپیش من گام بر می دارد و راه مرا هموار می سازد .... »


نوشتن نامه به هر کدام از فرشتگان احتیاج به ادبیاتی خاص ندارد . هر طور که دوست دارید برایشان صادقانه بنویسید و مطمئن باشید ثمرات مثبت این نامه نگاری را خواهید دید . پیشنهاد می کنم از همین حالا شروع کنید .  


 



مـرجـان ::: شنبه 15/2/1386::: ساعت 8:29 صبح

 


عشق نيروي شفا بخش دارد !


 


براي پرهيز کردن از خاطرات منفي ، دو راه ويژه وجود دارد که موجب مي شود نيروي شفا بخش عشق در ذهن و وجود انسان بر انگيخته شود اين دو راه عبارتند از عـفو و  رها سازي ، شايد ندانيد که اين دو پديده ، بخشي از عشق به حساب مي آيند .  هر گاه متوجه مي شويد که جنبه هاي گونانگون عشق نتوانسته اند پاسخ مناسبي به شما بدهند و مشکلات زندگي را بر طرف سازند ، به اين امر بينديشيد که احتمالاً هنوز از دو راه موثر عفو و رها سازي استفاده نکرده ايد . بدون ترديد اگر اين کار را انجام دهيد ،  از پيامدهاي نيکوي آن برخوردار خواهيد شد .


بدون ترديد نوشته جبران خليل جبران ، به همين دو مورد اشاره دارد : « با من از عشق بگو .... عشق براي رشد و پيرايش تو موثر است . گمان مبر که تو مي تواني عشق را هدايت کني . به اين بينديش که اگر لايق باشي ، عشق تو را هدايت خواهد کرد . »


حتماً شنيده ايد که عشق چيز با شکوهي است ، ولي در مواقعي که قدرت پذيرش و اطاعت از آن را نداشته باشيد ،  تبديل به نيرويي درهم شکننده خواهد شد .  اگر اشتياق به عفو و رها سازي داشته باشيد ، همين  پديده در هم  شکننده که چون نيش در بدن انسان فرو مي رود . به همان چيز باشکوه  تبديل      مي شود . در چنين حالتي در خواهيد يافت که عشق مي تواند شما را به سوي هدفي منعالي رهنمون باشد .


يکي از قوانين روحاني اين است که اگر مي خواهيد بر مشکلاتتان غلبه کنيد و به پيشرفت واقعي در زندگي نائل شويد ، حتماً بايد بتوانيد عفو کنيد . بسياري از مردم ، واژه عفو را دوست ندارند و به نظرشان کلمه اي ناخوشايند مي آيد . در حالي که معناي آن ، آزاد کردن ، رها ساختن و جايگزين کردن چيزهاي بد با چيزهاي خوب است .


رها سازي نيز نوعي عفو به حساب مي آيد و همۀ ما به آن نياز داريم . بسياري از ما تصور مي کنيم که وابستگي عاطفي ، والاترين جنبه عشق است ، در حالي که خلاف اين امر ، صدق مي کند . رها سازي عاطفي ، والاترين جنبه عشق است . وابستگي عاطفي ، همواره به اسارت ختم مي شود ، در حالي که شيوه واقعي عشق ، آزاد کردن معشوق از اسارت است . اگر به رها سازي اقدام کنيد ، هرگز زيان نخواهيد ديد ، بلکه بر عکس راهي تازه براي پرورش عشقي آزادانه و رضايت بخش خواهيد گشود . به اين ترتيب ، همه کساني که از اين پديده بهره مند مي شوند ، مي توانند بهتر عشق بورزند و از عشق برخوردار شوند .


در چنين حالتي هرگز چيزي را از دست نخواهيد داد . اگر چنين احساسي داريد ، به اين دليل است که عشق ديگر برايتان موهبتي يگانه به حساب نمي آيد . يعني قدرت آزادي بخش عشق ، شما را رها کرده است . بنا براين به جست و جوي آن برويد و دوباره از مزايايش  بهره مند شويد .


رها سازي ديگران ،  به معني رها سازي خودتان است . اگر به ديگران ، گرايش ها ، نحوه زندگي و رفتار آنان احساس دلبستگي داريد ، شايد به اين دليل باشد که نا خود اگاه به آنان وابسته شده ايد . به اين ترتيب ،  از اسارتي که خودتان بوجود آورده ايد ، آزده مي شويد . هميشه به ياد داشته باشيد که شما ارباب موقعيت ها هستيد،  و نه برده آنها .


چارلز فليمور با تجربه اي که در مورد نيروي شفابخش عشق از طريق عفو و رها سازي به دست  آورد ، شيوه موثر براي دستيابي به سلامتي ، ثروت و خوشبختي را همين نيرو مي داند و مي گويد:


  


« مشکلات خود را ، هرچه باشد ، با انديشه هاي درست  درمورد نيروي شفا بخش عشق ، برطرف سازيد . »


 


  



مـرجـان ::: سه‏شنبه 28/1/1386::: ساعت 10:49 عصر


چگونه عشق را جذب کنيم ؟


 


بارها در زندگي به مواردي برخورد کرده ايم که براي پيشرفت ، راهي جز مبارزه نداشته ايم ، ولي در عين حال ، هرچه کوشيده ايم ، نصيبي جز درد و رنج و شکست نبرده ايم.هرچند مدتي بعد دريافته ايم که اگرراهي را که در پيش گرفته بوديم دوست داشتيم،مي توانستيم به کاميابي برسيم .


اميت فاکس مي گويد : « هيچ مشکلي پيدا نمي شود که عشق نتواند برطرف سازد . »  نياکان ما از رازي آگاه بودند که با خبر شدن از آن ، مي تواند براي ما سودمند باشد . اين  راز چنين بود : « وصف خوبي ، مي تواند خوبي مضاعف را به زندگي ما بياورد . » 


خانم مي رولند در کتابي به نام « باور کنيد ! » در مورد خوبي مضاعف مي نويسد : « اگر در جست و جوي کاميابي و خوشبختي هستيد ، و نمي توانيد آن را به سوي زندگي خود جذب کنيد ، تنها چاره اين کار ، ابزار محبت است . اجازه بدهيد همۀ وجودتان کانون درخشش عشق شود . از اين طريق مي توانيد به عشق الهي که چون هسته اي در درونتان است و جاذبه اي عظيم دارد ، دست يابيد . در اين صورت ، جهان در نظرتان تغيير خواهد کرد . لحظه اي که قلبتان سرشار از عشق باشد ، محال است از ديگران انتقاد کنيد و موجب ناراحتي آنان شويد . تنها با سر شار بودن از عشق الهي مي توانيد همه خوبي ها را به سوي خود جلب کنيد . »


فلورانس اسکاول شين نيز در کتابي به نام « بازي زندگي و شيوه انجام اين بازي » نوشته است : « همۀ انسانهاي حاضر در اين سياره خاکي ، تمايل به عشق دارند . » مشکل شما هرچه باشد ، با عشق آن را برطرف سازيد . امتحان کنيد . نيروي عشق مي تواند اگر نه در کوتاه مدت ، حتماً در بلند مدت همۀ مشکلات را حل کند . متوجه باشيد که ظهور هر مشکل ، مي تواند فرصتي براي تشرف به آيين عشق باشد آنهم عظيم ترين نوع عشق که عشق الهي ست .


چارلز فليمور مي نويسد : « هر چه انسان بيش تر درباره ي عشق حرف بزند ، جاي بيشتري در ضمير آگاه خود براي اين پديده  باز   مي کند . اگر در انديشيدن به واژه هاي زيبا اصرار کنيم و عباراتي سرشار از عشق بر زبان بياوريم ، بدون ترديد عشقي عظيم که توصيف ناپذير است ، يعني عشق الهي را به درون خود دعوت مي کنيم و تنها با توسل بر عشق مي توان بر مشکلات غلبه کرد . عشق را فراخوانيد و مشکلاتتان را برطرف سازيد . اگر به نيروي عشق اعتماد داشته باشيد ، انجام دادن هيج کاري دشوار نخواهد بود . »


اگر در هر موقعيتي ، عشق را آگاهانه فرا خوانيد و از نيروي آن ياري بخواهيد ، اين پديده مي تواند از طرق گوناگون شما را به نتيجه دلخواه راهنمايي کند . اگر به جاي مبارزه کردن با مسير زندگي ، در يابيد که چگونه مي توان ان را دوست داشت ، آن گاه به رمز و راز عشق که کاميابي را به دنبال خواهد آورد ، پي خواهيد برد . با آغوش باز به استقبال عشق برويد و در مسير پيشرفت تکرار کنيد :  « من از نيروي عشق زنده ام . من با قانون عشق زندگي مي کنم و عشق هميشه پيروز است ! ... »


عشق در همۀ جنبه هاي زندگي داراي نيروي شگرف براي رساندن انسان به خوشبختي است . بسياري از کساني که به جست و جوي کاميابي و زندگي متعادل مي روند ، اذعان دارند که عبارت زير داري کارايي زيادي است : « عشق از طريق من متجلي مي شود و همه چيز را که براي خوشبختي و تکميل زندگي لازم است ، برايم به ارمغان مي آورد . »


نياز شما در زندگي هرچه باشد ، عشق مي تواند به آن پاسخ دهد . لازم نيست براي يافتن عشق به بيرون از خودتان نگاه کنيد . آن را از درون خودو از انديشه ها و احساسات خودتان صادر کنيد . خيلي زود درخواهيد يافت که همۀ افراد و شرايط را به به نفع خود ، جلب کرده ايد . در واقع شما در حلقه پر رمزو راز عشق الهي گام برمي داريد و مقاومتي الهي شما را در برابر خطرات حفظ مي کند و خير و صلاح را به سويتان مي آورد !.....


 


همۀ ما انسانها ، تجلي عشق پروردگار هستيم . بنابراين چيزي جز عشق پروردگار به سراغمان نخواهد آمد .


 



مـرجـان ::: شنبه 18/1/1386::: ساعت 12:50 صبح

 


 تندرستي و انديشه توانگرانه 


 


 آدمي بايددريابد که هرچه خوشي وخنده وشادي، وهمچنين هرچه ناخوشي وغم و درد و ترس دراوهست ، از خود اوزايده مي شود.( بقراط )


همه ما مي دانيم که بزرگترين موهبت زندگيمان سلامتي است و بدون تندرستي همه چيز معناي خود را از دست مي دهد . اگر سلامت باشيم ، ساير موهبتها نيز افزايش مي يابد . شيوه تفکراتمان بر وضع سلامتمان تاثير مستقيم دارد . مطالعات و بررسيهاي روان تني ، تاثير نيرومند ذهن بر جسم رانشان مي دهند . ميزان آرامش و تندرستي و وفور نعمتي که تجربه مي کنيم ، ميزان توانگريمان را نشان مي دهد . انديشه توانگرانه ، يعني انديشه ي پيروزمندانه و هماهنگ و متعالي. صاحب انديشه توانگر مي داند چگونه خود را از شر خصومت و نفرت و انزجار و هيجانات و عواطف بر انگيخته ، برهاند . آن کس که انديشه توانگر  دارد خواهان انديشه اي متعادل و بهنجار است.هرگونه عدم سلامت نشانه ي نوعي ناهماهنگي ذهني است . انديشه توانگرانه به صورت انديشه هماهنگ متجلي مي شود و به ايجاد هماهنگي جسمي و ايجاد روابط کمک مي کند . پرخاش ، ستيزه ، مشاجره و آشفتگي هاي روزانه ، در وضع سلامت انسان منعکس مي شود . تن آدمي ابزاري بسيار حساس است و نسبت به انديشه ها و عواطف و کلامي که از طريق آن بيان مي شود يا نسبت به  ان  ابراز مي شود تغيير پذير است . اين حقيقت که انديشه ها و احساسهاي آدمي بر تن و جسم او تاثير مي گذارند ، کشف تازه اي نيست . بابليان براي درمان سرطان نه تنها از سنگهاي عجيب معادن بهره مي بردند ، بلکه در علوم روان تني و فنون گوناگون ذهني و هيپنوتيزم نيز تخصص داشتند . طبيبان و ساحران شفا دهنده ي فرهنگهاي بدوي در يافته بودند که براي مداواي بيمارانشان بايد گرايشهاي ذهتي آنان را عوض کنند ، از اين رو براي جلب توجه بيمارانشان نقاب به چهره مي زدند و ورد مي خواندند و مي رقصيدند و دست به هزار کار ديگر مي زدند که امروزه به چشم ما عجيب به نظر مي آيد . آنها معتقد بودند که اگر جويندگان شفا به مشکل خود نينديشند و حواسشان به جاي ديگر معطوف شود ، زود تر شفا مي يابند .


اگر کاميابي و توانگري را حق مسلم و الهي خود بدانيد ، سالم و تندرست مي شويد . انديشه توانگرانه اي که پيروزي را مد نظر قرار بدهد ، تمامي هستي انسان را مي پروراند و از موهبتهاي تازه و بيکران سرشار مي سازد . مدام در پيرامون خود مي بينيم که اگر بخواهيم سلامت بمانيم يا سلامت خود را بازيابيم ، بايد از هيجانات منفي خود کم کنيم و آنها را از بين ببريم . اخيراً سرطان را مرض نفرت و انزجار خوانده اند ، معمولاً کساني که دچار آن مي شوند ، نفرتها و انزجارهايشان را پنهان مي کنند و از اين رو ما متوجه نمي شويم که بيماران سرطاني کدام رنج و عذاب عاطفي را تحمل کرده اند .


اگر رابطه تان باکسي نا هماهنگ است ، اگر در گذشته تجربه اي تلخ برايتان پيش آمده و دل شما هنوز نسبت به بعضي اشخاص از کينه و نفرت لبريز است ، اگرسعادتي که حق مسلم شما بوده از دستتان ربوده اند ، اگر به ياد آوردن  دوران کودکي يا تجربه هاي خانوادگي غم عالم را به دلتان مي اندازد ،  همه را    مي توان با دلايل بشري و به هزار طريق توجيه کرد ، اما با اين توجيهات و با چسباندن احساسات و هيجانات منفي حاصل از ياد آوري آنها  تنها ، تندرستي و توانگري و شادکامي خود را به خطر مي اندازيد و نابود مي کنيد . سعي کنيد هر چيزي يا هر کسي يا هر خاطره اي را که باعث آزارتان مي شود،  ببخشيد و براي هميشه از خاطر خود دور کنيد توصيه مي کنم تمام خاطرات بد را بنويسد و آنها را بسوزانيد ، اسم افرادي که باعث نفرت در شما شده اند روي کاغذ بنويسيد و هر چه دوست داريد رو در رو به او بگوييد بر روي کاغذ بياوريد و بعد آن را بسوزانيد ، شايد نسبت به اثرات آن خود آگاه نباشيد اما ذهن نيمه هشيارتان که خزانه احساست و عواطف و خاطرات شماست ، از آن آگاه است . به محض آغاز عفو و بخشايش ، ذهن نيمه هشيار سرشار از رهايي و شفا مي شود و به شما پاسخ مثبت مي دهد .


براي رسيدن به سلامت خود و ديگران سعي کنيد از قانون تخيل استفاده کنيد ، هميشه خودتان و ديگران را سرشار از سلامتي و نيروي جواني تصور کتيد و مطمئن باشيد که تخيل در امر شفا و سلامت بسيار موثر است و اين جمله تاکيدي را همواره بگوييد :  


(( من فرزند تابناک پروردگارم ، ذهن و تن و امورم هم اکنون تابناکي او را عيان و بيان مي کند . ))


سلامت و توانگر باشيد 


 



مـرجـان ::: يکشنبه 3/10/1385::: ساعت 1:20 صبح


 قانون محبت و خير خواهي


 


تا به حال چندين قانون ، از قوانين توانگري را برايتان بيان کردم و حالا به قانوني رسيديم  که مي توانم به جرات بگويم اگر ازآن پيروي نکنيد قوانين  ديگر به دردتان نمي خورد . اين قانون به معناي اين است که بتوانيد با ديگران در کمال هماهنگي و کمال زندگي کنيد.آمارها نشان مي دهند که تنها 15 درصد از کاميابيهاي انسان به توانايي فني او مربوط است و 85 درصد باقي مانده ، به توانايي کنار آمدن انسان با مردم ارتباط دارد  . محبت و خير خواهي ابزاري است که بر توانايي کنار آمدن با مردم کمک مي کند و هر اندازه که نسبت به آن تاکيد کنم زياد نگفته ام . شايد فکر کنيد علت اخراج بسياري از کارمندان از بي کفايتي يا دير حاضر شدن در سر کار يا عدم صداقت است ، اما مديران امور پرسنلي معتقدند که بيش از دو سوم کساني که کارشان را از دست مي دهند به اين دليل است که نمي توانند با مردم کنار بيايند  و مطمئن باشيد که اگر نتوانيد با ديگران کنار بياييد ،  همه ي تحصيلات ، آموزشها ، توانايي ها و استعدادها و تلاشهايتان بيهوده است .


محبت ، قانوني است که سعادت و شادماني و هماهنگي و همه گونه کاميابي را براي ما به ارمغان مي آورد . محبت داراي اقتداري بيکران است ، زيرا محبت قدرت وحدت بخش کل جهان است . محبت نيرويي است که توازن و تعادل و انطباق و هماهنگي مي آورد و بي وقفه در عالم سرگرم کار است . از اين رو محبت برايتان کارهايي قادر است انجام دهد که هرگز از طريق قدرت بشري خودتان قادر به انجام آن نخواهيد بود .


جامعه شناسان دانشگاه هاروارد ، پژو هشي در باره قدرت محبت انجام داده اند ، اين مرکز که زير نظر کارآزموده ترين متخصصان و دانشمندان بوده است به کشفيات جالب توجهي رسيده ، اين که محبت را نيز مانند هر توانايي ديگر مي توان در انسان پرورش داد . اما چگونه مي توان محبت را ايجاد يا توليد کرد ؟ با اين دريافت که محبت ، هم شخصي و هم غير شخصي است ، در سطح شخصي مي توان آن را به صورت حس تعهد و ملايمت و مهرباني و تاييد و تحسين نسبت به افراد خانواده يا حلقه دوستان نزديک ايجاد کرد و نشان داد .


اما محبت در سطح غير شخصي ، يعني توانايي کنار آمدن با مردم  کوچه وخيابان  و نيکخواهي براي آنان  بدون وابستگي شخصي و عاطفي . به اين منظور اين عبارت تاکيدي را با خود تکرار کنيد : (( بدون هيچ وابستگي ، همه ي مردم را دوست دارم و همه ي مردم هم دوستم دارند . ))


اگر از ديدگاه تحليلي به محبت بنگريم ، مي بينيم که زندگي فرايند داد و ستد ، محبت است و آنان که در جريان و سيلان محبت زندگي ميکنند با پرورش آگاهانه محبت مي توانند در مسير موهبتهاي نيکوي زندگي بيفتند و به ديگران نيز کمک کنند تا تجربه اش کنند .خيلي خوبه که ما هم مثل دانشمندان دانشگاه هارواد بفهيم که براي يافتن عشق ، لازم نيست به بيرون از خودمان نگاه کنيم يا منتظر آينده اي دور باشيم تا  عشق به سراغمان بيايد ، از همين حالا مي توانيم آگاهانه عشق ورزدين را به وجود آوريم و با عشق ورزدين به خودمان و خدايمان اين کار را تمرين کنيم ، چون مطمئناً تا زماني که عاشق  خود و خدايمان نباشيم  نمتوانيم به ديگران مهر بورزيم .


آگاهانه عنان انديشه ها و احساسهايتان را به دست گيريد و آگاهي از محبت غير شخصي را آغاز کنيد و يقين بدانيد سريع ترين راه ممکن براي حل مشکلات خودتان و قدرتمندترين شيوه براي کمک به ديگران است و انجام آن بسيار ساده .


خداوند اسطوره ي عشق و محبت است ودر آن شکي نيست ، اگر اورا عاشقانه  دوست بداريم ، از عشق او در ما نيز بود مي آيد ،  ما همه فرزندان اين پدر آسماني هستيم و از او ارث مي بريم پس بي شک در وجود همه ما از مهر و عشق الهي وجود دارد  ، فقط کافي است آن را در خود بيدار کنيم ، آن را پيدا کنيم و به آن اجازه رشد و تکامل دهيم و تاکيد کنيم : (( اکنون به ياري خدا ، آگاهانه و شادمانه ، عشق الهي را در خودم و جهانم و همه انسانها ، مي گسترانم )) و مدام بگوييم : (( هم اکنون عشق الهي در من بيدار مي شود )) .


نکته ي مهمي که در اينجا وجود دارد اين است که محبت کردن فقط مخصوص خودمان ، خدايمان  و همنوعانمان نيست ، همه ي اشياء حرفهاي ما را مي فهند ،  پس براي آنها هم طلب عشق الهي کنيم ،  براي لباسي که بر تن داريم ، براي اتومبيلي که سوارش مي شويم  و براي قلم و کاغذ و صندلي و ميزمان . در همه چيز آگاهانه عشق الهي را زنده کنيم  و حتي براي جاهاي خالي زندگيمان  يا موهبتهايي که طلبيده ايم و هنوز پديدار نشده اند . براي همه چيز و همه کس عشق الهي بطلبيم  .


روانشناسان مي گويند که همه  نياز به محبت و قدرداني و تمجيد و احترام  دارند و اين يکي از نياهاي اصلي هر انسان است و معمولا مشکلات خانوادگي ناشي از فقدان يا کمبود ابراز و بيان محبت است . خيلي از ما سعي مي کنيم که محبتمان را به ديگران بروز ندهيم و هر کدام براي خود دلايلي داريم که مطمئناً هيچ کدام از اين دلايل قانع کننده نيستند . ابتدا از خود شروع کنيم و به خودمان عشق بورزيم ، سپس تمرين کنيم که به ديگران هم عشق بورزيم و از همه مهتر اينکه ابراز کنيم ، آنوقت است که ثمرات نيکوي آن را مي بينيم . باور کنيد کار سخت و دشواري نيست فقط کافيست کمي جرات بخرج دهيد .


 



مـرجـان ::: يکشنبه 26/9/1385::: ساعت 1:26 صبح

   [آرشيو شده ها]

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ